خرید بک لینک

من حوصله اینجا ندارم زیآد . یِ بلاگفا دارم هر کی خواننده و طرفدار همیشگیم بوده بگه تآ آدرسو بهش بدم. همونا رو میذاشتم اینجا .. و میذارم .

البته عمومی نمیگم آدرس تو نظرات :)

برچسب: نویسنده: نگار نیک‌فر تاريخ: جمعه 6 بهمن 1396 ساعت: 11:45

24 آذر . چند روز مونده بود به تولـدش کِ بلاکِش کردم . زیآد حالم بَد نبود شآید چون میدونستـم تولـدش آنبلاک میکنـم . یکم عصبی شُده بود بابـت بلاک اما نَ بلاک ـَم کرد نَ آنفآلـو . خودش بهم گفته بود بـرو و حرفایِ تکراری .. :) گفته بود بسِ این دوستی .. منم گفتم خسته شُدم شُل کُن سفت کُن . اسباب بازی کِ نیستـم .. چند روز قبلش بهم گفته بود : مَن نمیـذارم بـری .. ! چت هایِ قبل رو میخوندَم . علاقه و مهربونی ـشُ میدیـدَم و گریه میکردم و میگفتـم دیگه هیچی درست نمیشِه . راست هَم میگفتـم .. 29-28 آذر . شبِ قبلِ تولدش خودش زودتر پست گذاشت . فکر کنم نزدیکآ 00:00 اینا بود . منم آنبلاک کردم و سلام احوالپرسی . برخوردش معمولی بود . عکسی کِ واسش درست کرده بودم رو فرستـادم .. گفت دوستش داره و اولیـن کادوشِه .. اولیـن کامنـت از مَـن بود و بعدش اون دختره کِ با عشقم گفتن به هَم لاو زدن :) بهش گفتم درست حدس زدم پس . گفت اون دوستِ قدیمی ِ و قبلا هَم جی اف ـَم بوده .. الان دوستِ مثِ تو . اون مِثِ تو خودش مثِ زهر بود واسم .. - مَن فکر کردم تنهآ رفیقت ـَم . کاش منم قدِ اون دوس داشتی . خوش باشیـن :) - تو رو هَم دوس دارم . ولی اون منـو نمیذاره بلاک . ( تو رو هَم ؟؟ ) گفتـم 1000 بار بهم گفتـی بـرو . حرفی کِ فکرش نمیکردم اولا . - دیگه نمیگم . مَن عصبی میشم همیـن ـَم همه میدونـن ولی تـو دلم چیزی نیسـت ! آخرش گف

برچسب: نویسنده: نگار نیک‌فر تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1396 ساعت: 20:07

بگه آرزوی بهتریـن ها رو بَرات دارم . امیـدوارم به هرچی میخوای تو زندگیت برسی ما دیگه نمیتونیم دوست باشیم ، من دوست دختر دارم :) بعد بگه ما دوستیم ! تو پیجش بزنه in rell ..تمام روز رو گریه کنی . حس کنی ویـرون شدی ! همه حرفا و خاطـرات تو ذهنت مرور بشن . هی با خودت بگی اونم تنهام گذاشت ، من فکر میکردم اون فرق داره . هی بگی منـو فروخت به اون دختـره . منی که 1 سال و .. رفیقش بودم همه جوره . منی که از شیراز پاشدم رفتم تهران ببینمش و نخواست . منی که حتی وقتی قلبم تیکه تیکه بود فکر میکردم درست میشه :) دیگه شبا به اون میگه بیا بغلـم . اونو آروم میکنـه . به اون زنگ میزنه . به اون حرفای خوب میزنـه . به اونم میگه خنگـه مَـن ؟ شکلات ها رو میده به اون ؟ .. همش ازش تعریف میکنـه حتمـا .. چی بهتـر از من داشت که منی که بال بال میـزدم واسش رو ندیـد . من اگه رفیقـت بودم چرا منو به اون فروختی؟ معنیـه حوصله نـدارم و سر کارم این چیزا بود :) حالا من بـدون تو چیکار کنم ؟ با حسرت بودنـت چیکار کنم ؟ با روزای خوبـمون چیکار کنم ؟ قرار نبود منـو بذاری و بری .. ببخشیـد که هی دلتنگت میشدم . ببخشیـد که تهران نبودم .. ببخشیـد که دور بودم . من قول میدم کسـیو پیدا نمیکنی که قدِ من دوست داشته باشه ! هرکاری در توانـم بود کردم .. حالا مَن به کی بگم پیشَم باشه ؟ به کی زَنگ بزنم ؟ به کی بگم صِداتو دوس دارم ؟ به کی بگ

برچسب: نویسنده: نگار نیک‌فر تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1396 ساعت: 20:07

سال نـو ـِتون مُبارک . بالاخره سال زوج شُد ، 1396 ! سالِ خروس . پنج شنبه آخ سال بعد از مدت ها و سال ها رفتم قبرستون باهاشون ، قبرِ پسر عمو ، مامان بزرگ رو دیدم ، یکم یاد گرفتم . دوستِ دورانِ مدرسم رو دیدم ، با یِ نگاه منو شناخت ، احوالپرسی کردیم ، گفت نی نی دارم ، باردار بود ، به مامانش میگفت ما کلی

برچسب: نویسنده: نگار نیک‌فر تاريخ: شنبه 5 فروردين 1396 ساعت: 17:33

صفحه بندی